محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1295

تاريخ الطبرى ( فارسي )

فرستادهء من گرامىتر است . » پس از آن پيمبر صفيه دختر حبى بن اخطب نضيرى را به زنى گرفت كه پيش از آن زن سلام بن مشكم بوده بود و چون سلام بمرد زن كنانه بن ربيع بن ابى الحقيق شد كه محمد بن مسلمه به فرمان پيمبر جزو اسيران بنى نضير گردن او را زد . هنگامى كه پيمبر به روز خيبر اسيران را مىديد رداى خويش را بر صفيه افكند كه خاص او شد و اسلام بر او عرضه كرد كه به مسلمانى گرويد و آزادش كرد و اين به سال نهم هجرت بود . پس از آن پيمبر ميمونه دختر حارث بن حزن را به زنى گرفت ، وى پيش از آن زن عمير بن عمرو ، از مردم بنى عقده ثقيف ، بود و فرزندى براى او نياورده بود . ميمونه خواهر ام الفضل زن عباس بن عبد المطلب بود و پيمبر او را در سفر عمرة القضا در سرف به زنى گرفت و عهده دار كار ازدواج او عباس بن عبد المطلب بود . همهء اين زنان كه گفتيم و پيمبر گرفت هنگام درگذشت وى زنده بودند ، به جز خديجه كه پيش از او و در مكه درگذشت . پس از آن پيمبر خدا نشاة دختر رفاعه را كه از بنى كلاب بن ربيعه بود به زنى گرفت ، و اين طايفه هم پيمان بنى رفاعه قريظه بودند . دربارهء اين زن اختلاف هست : بعضىها نام او را سنا گفته‌اند و گويند دختر اسماء بن صلت سلمى بود و بعضى ديگر نام او را سبا گفته‌اند و پدرش را صلت بن حبيب دانسته‌اند . پس از آن پيمبر خدا شنباء دختر عمرو غفارى را به زنى گرفت اين طايفه نيز هم پيمان بنى قريظه بودند ، بعضىها گفته‌اند شنبا از بنى قريظه بود و به سبب هلاك طايفه ، نسب وى معلوم نيست ، بعضى ديگر او را كنانى دانسته‌اند . و چنان بود كه وقتى شنبا به نزد پيمبر آمد عادت زنانه بود ، و پيش از آنكه پاك شود ابراهيم پسر پيمبر بمرد و شنبا گفت : « اگر محمد پيمبر بود محبوبترين كس او